درباره وب

اینجا «یک تکه از من» است؛
جایی میان فکر و زندگی.

جایی برای نوشتن چیزهایی که شاید جای دیگری برای گفتنشان ندارند؛
فکرهایی که از ذهنم می‌گذرند،
حس‌هایی که گاهی نمی‌شود به زبان آورد،
اتفاق‌های کوچک روزمره،
کتاب‌هایی که چیزی در من جا می‌گذارند
و آدم‌ها و لحظه‌هایی که بخشی از من می‌شوند.

اینجا قرار نیست همه‌چیز مرتب و کامل باشد.
قرار است واقعی باشد.

هر نوشته، یک تکه از من است؛
شاید کوچک،
شاید ساده،
اما واقعی.

اگر اینجا چیزی پیدا کردی که بتواند روح زخمی ات را نوازش و التیام کند،
خوشحالم که اینجا را خواندی . 🙂
جستجوی وب
لینک های مفید



گاهی آدم ها یکسری حقایق رو میدونن .

اما

یا دلشون نمیخواد

و یا نمی تونن

یا شرایطش رو ندارن

و یا به یه دلیلی ،

ترجیح میدن اون حقیقت رو نبینند ،

نفهمند

و خودشون رو بزنند اون راه !

ولی به نظرم این راه حل هم تا یه جایی جواب میده .

از یه جایی به بعد

دیگه نه تو اون آدم سابقی

نه قلبت

نه عقلت !!!



تاريخ : جمعه یکم آبان ۱۴۰۵ | 12:35 | نویسنده : صدای درون |

داشتم میگفتم : درسته من خودمم فاز منفی ام ،

امااا معاشرت با فلانی رو اصلا دوست ندارم ، چون همه حرف ها و تک تک کلماتش بار منفی داره .

گفت: مگه تو فاز منفی حرف میزنی؟

گفتم : همونقدر که نیمه پر لیوان رو میبینم، نیمه خالی لیوان رو هم میبینم دیگه !

گفت : پس چرا من تا حالا ازت ندیدم؟

گاهی خسته میشی، غر میزنی، تو هم مثل همه آدم ها ،

اما همیشه خوش انرژی و با انگیزه ای .

کلماتت ، حرفات ، همیشه حال دل دیگران رو خوب میکنه!

اتفاقا همیشه نیمه پر لیوان دیگران رو میبینی،

حتی اونهایی که خودشون نمی بینن و نمی دونن .

راست می‌گفت...

شاید یه دلیل محبوبیتم بین دوستانم دقیقا همین باشه .

فقط یه سوال بدجور ذهنم رو درگیر کرده !

من که همون آدمم ،

چی توی ارتباط با تو باعث شده بود انقدر منفی و مالیخولیایی باشم؟؟

چرا همه چیز برام دارک بود؟

شاید حرف ها و برخوردهای تو ،

شاید موقعیت خودم ،

شاید اشتباه بودنه رابطه ،

شاید نامناسب بودن مون برای همدیگه،

شاید شناخت کم ،

شاید نداشتن تفاهم و درک متقابل از هم ،

شاید حس خود کم بینی من در برابر تو ،

شاید چون هیچ وقت نگفتی من و حسم برات کافی هستیم ،

شاید انقدر که خودت رو تایید کردی، منو نکردی !

و هزاران شاید و اما و اگر دیگر ....

بهتره به حرف دوست دیرینه ات گوش بدی و از آدم های سمی دوری کنی !!😊😊



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۵ | 0:42 | نویسنده : صدای درون |

مولانا: شمس، چرا بعضی آدم‌ها می‌آیند و تمام زندگی ما را تغییر می‌دهند؟

شمس: چون بعضی آدم‌ها برای ماندن نمی‌آیند؛ برای بیدار کردن می‌آیند.

مولانا: پس چرا رفتن‌شان این‌قدر درد دارد؟

شمس: چون تو به حضورشان وابسته شدی، نه به درسی که برایت آورده بودند.

مولانا: و بعد از رفتن‌شان چه باید کرد؟

شمس: آنچه را در تو بیدار کردند، حفظ کن؛

آدم‌ها می‌روند،

اما نوری که درونت روشن کرده‌اند، می‌تواند بماند.



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۵ | 19:53 | نویسنده : صدای درون |

گاهی شرمنده خودت میشی

شرمنده دلت

شرمنده قلبت

شرمنده عقلت

شرمنده زندگیت

شرمنده کارهایی که انجام دادی

شرمنده حسی که داشتی

شرمنده افکارت

شرمنده آدم های زندگی ت

شرمنده خانواده ات

شرمنده تصمیمات

شرمنده حرفات

و شرمنده عبور از خط قرمزهات ..

چنان شرمندگی تمام وجودم رو گرفته

که دو روزه از سردرد و حالت تهوع نایی برام نمونده... 😪



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۵ | 23:17 | نویسنده : صدای درون |